جبران خلیل جبران - عشق
عشق ٬ همان گونه که تاج بر سرتان می گذارد ٬ به صلبتان می کشد.
همان گونه که شما را می پروراند٬ شاخ و برگتان را هرس می کند.
همان گونه که از قامتتان بالا می رود و نازک ترین شاخه هاتان را که در آفتاب می لرزد٬ نوازش می کند
به زمین فرو می روید و ریشه هاتان را که به خاک چسبیده اند می لرزاند.
عشق ٬ شما را هم چون بافه های گندم برای خود دسته می کند.
می کوبدتان تا برهنه تان کند.
سپس غربالتان می کند تا از کاه جداتان کند.
آسیابتان می کند تا سپید شوید.
ورزتان می دهد تا نرم شوید.
آن گاه شما را به آتش مقدس خود می سپارد تا برای ضیافت مقدس خداوند نانی مقدس شوید.
عشق ٬ میزبانی مهربان است گرچه برای میهمان ناخوانده٬ خانه ی عشق سراب است و مایه ی خنده
هنگامی که عشق دامن می گسترد٬ کلام خاموش می شود.
زندگی بدون عشق به درختی می ماند بدون شکوفه و میوه.
برای کسانی که عاشقند ٬ عشق برای همیشه بی کلام می ماند.
اما برای کسانی که عشق نمی ورزند٬ عشق شوخی بی رحمانه ای بیش نیست.
این وبلاگ با همراهی شما به موفقیت خواهد رسید. پس مرا در کامل کردن آن همراهی کنید. نظرات خودتون رو از طریق ایمیل من در قسمت < تماس با من > نیز می تونید ارسال کنید.